تمییز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمییز کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تمیز کردن . (فرهنگ فارسی معین ). بازشناختن . تمیز دادن . تمییز دادن . ◄ پاکیزه ساختن . نظیف کردن . پاک کردن : تا میان هزیمت و نصرت تیغ چون گندنا کند تمییز از تف تیغ فتنه باد تهی دشمنت را دماغ چون گشنیز. انوری . رجوع به تمیز و تمییز و ترکیبهای این دو شود.