واژه جو

تمک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ مَ) [ ع. ثمک ] (اِ.) گیاهی از تیرة چتریان که دارای برگ‌های طویلی است و در غالب نقاط می‌روید. دم کردة آن به عنوان مدر و ضد روماتیسم در تداوی قدیم مصرف می‌شده ؛ ابرة الراعی، حربث.<br>

معنی تمک | واژه جو