واژه جو

تمرین

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

وینارش، ورزیدن، ورزشگاه، ورزش، ورز، ورزش، نرمش، دوباره کاری، پیگیری، بوزش، آمادگی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تمرین | واژه جو