واژه جو

تلفن زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تلفن زدن . [ ت ِ ل ِ ف ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه عمل مکالمه ٔ تلفن . تلفن کردن . رجوع به تلفن کردن و تلفن شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

زنگ زدن

معنی تلفن زدن | واژه جو