واژه جو

تقریب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- نزدیک کردن.<BR>۲- چهار نعل تاختن اسب.<BR>۳- قربانی کردن.<br>

معنی تقریب | واژه جو