واژه جو

تقرب حاصل کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقرب حاصل کردن . [ ت َ ق َرْ رُ ص ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بکسی نزدیکی و محرمیت حاصل کردن . (ناظم الاطباء). تقرب یافتن . رجوع به تقرب یافتن و تقرب و دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی تقرب حاصل کردن | واژه جو