واژه جو

تغیظ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تغیظ. [ ت َ غ َی ْ ی ُ ] (ع مص ) خشم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بخشم شدن . (صراح اللغة) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سخت گرم گردیدن نیمروز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) قوله تعالی ذکره : تغیظاً و زفیراً . تغیظ صوتی که از بسیاری خشم برآید و زفیر صوتی که از صدر برآید. ◄ شدت گرمی و غلیان . (ناظم الاطباء).

معنی تغیظ | واژه جو