تعنت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ عَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- خواری و مشقت کسی را خواستن.<BR>۲- عیب جویی کردن از کسی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطانتقاد، خردهگیری، عیبجویی ≠ تمجیدزخمزبان، سرزنش، سرکوفت، عیبگیریخرده گرفتن، عیبجویی کردن، عیب گرفتنواژه قبلی: تعمیهواژه بعدی: تعنیف