تعقیب کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعقیب کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پی کردن . دنبال کردن مجرم یا متهمی را جهت دادرسی .
مترادف و متضاد واژهدان
دنبال کردن، پیگیری کردن، ادامه دادن تحتتعقیب قرار دادن
فرهنگ طیفی واژهدان
پیگرفتن، جستن، دنبال کردن ادامه دادن، پیگیری کردن