تعطف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ عَ طُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- مهر ورزیدن.<BR>۲- به سویی خم شدن.<BR>۳- ردا به خود پیچیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ عَ طُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- مهر ورزیدن. ۲- به سویی خم شدن. ۳- ردا به خود پیچیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعطف . [ ت َ ع َطْ طُ ] (ع ص ) مهربانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). مهربانی نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شفقت و مهربانی کردن بر کسی و راحت رسانیدن بر وی . (از اقرب الموارد) : ابوالفتح بستی به انواع تلطف و تعطف در ازالت آن وحشت و ازاحت آن تهمت سعی می نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ٢٠٤). ◄ ردا برافکندن . (از تاج المصادر بیهقی ). ردا برافکندن بر خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). در جامه یا ردا درآمدن . (از اقرب الموارد).