واژه جو

تعریف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- معرفی کردن.<BR>۲- حقیقت چیزی را بیان کردن.<BR>۳- ستایش کردن، تمجید کردن.<BR>۴- بازگو کردن، نقل کردن.<BR>۵- معرفه بودن (دستور).<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تعریف | واژه جو