واژه جو

تعدین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعدین . [ ت َ ] (ع مص ) شکافتن زمین را به کلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پر شدن شکم آبخور از آب . (ازناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ نیرو دادن زمین و کشت را به سرگین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تعدین | واژه جو