واژه جو

تعجز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعجز. [ ن َ ع َج ْ ج ُ ] (ع مص ) برنشستن بر عجز شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بر کونسته ٔ ستور نشستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). برعجز شتر نشستن، چنانکه تسنم بر کوهان سوار شدن است . ◄ ادعای عجز کردن . (از اقرب الموارد).

معنی تعجز | واژه جو