واژه جو

تعجج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعجج .[ ت َ ع َج ْ ج ُ ] (ع مص ) پردود شدن خانه . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). از دود پر گردیدن خانه، مطاوع تعجیج است، یقال : عجج البیت فتعجج . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به تعجیج شود.

معنی تعجج | واژه جو