واژه جو

تعبیر رفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعبیر رفتن . [ ت َ رَ ت َ ] (مص مرکب ) تعبیر شدن : دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود. حافظ.

معنی تعبیر رفتن | واژه جو