واژه جو

تعبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعبی . [ ت َ ع َب ْ بی ] (ع مص ) آراستن و آماده کردن لشکر و سامان آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به تعبیة شود.

تعبی ٔ. [ ت َ ] (ع مص ) تعبئة. (منتهی الارب ). آماده و ساخته کردن سامان لشکررا. (ناظم الاطباء). و رجوع به تعبئة و تعبیة شود.

معنی تعبی | واژه جو