واژه جو

تعاوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعاوک . [ ت َ وُ ] (ع مص ) با هم کارزار کردن و کشش نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اقتتال . کارزار کردن قوم . (از اقرب الموارد).

معنی تعاوک | واژه جو