تعامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ مِ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به کوری زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ مِ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به کوری زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعامی . [ ت َ ] (ع مص ) خویشتن را کور ساختن . (زوزنی ). کوری نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خود را کور نمودن . (آنندراج ). کوری را بخود بستن . (ناظم الاطباء).