واژه جو

تطوید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تطوید. [ ت َطْ ] (ع مص ) بسی فاوا گشتن در کوهها و خفتن و مست گردانیدن شراب . (تاج المصادر بیهقی ) . سرگردان گردیدن و رفتن و درآمدن در کوهها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تطود. تطویف . (اقرب الموارد).

معنی تطوید | واژه جو