تطبب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ طَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) طبابت کردن، پزشکی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ طَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) طبابت کردن، پزشکی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطبب . [ ت ُ طَب ْ ب ُ ] (ع مص ) پزشکی نمودن . (زوزنی ). طبابت و پزشکی کردن کسی که علم طب نمیداند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ علاج کردن . ◄ پزشک خواستن برای کسی . (از اقرب الموارد).