تضیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تضیف . [ ت َ ض َی ْ ی ُ ] (ع مص ) مهمان شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). مهمان گردیدن نزدیک کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بمهمانی آمدن کسی را.(از اقرب الموارد). ◄ خواستن از کسی تا او را مهمان کند. (از اقرب الموارد). ◄ به غروب نزدیک شدن آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خمیدن ومیل کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).