واژه جو

تصویر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) صورت کسی یا چیزی را کشیدن. ۲- (اِمص.) تصویرگری، صورت سازی. ج. تصاویر. ۳- صورتی که بر کاغذ، دیوار و غیره کشند. ۴- شرح دادن، شرح و بیان. ؛ ~سه بعدی تصویری که عمق و حجم را نشان می‌دهد.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تصویر | واژه جو