واژه جو

تشفیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تشفیر. [ ت َ ] (ع مص ) کم و قلیل شدن مال و رفتن آن . (از اقرب الموارد). ◄ نزدیک فروشدن گردیدن آفتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به غروب نزدیک شدن خورشید. (از اقرب الموارد). ◄ اطلاع یافتن مرد بر کاری و آگاه شدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اشراف مرد بر امری . (از اقرب الموارد). ◄ گاییدن زن را بر کناره ٔ فرج . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تشفیر | واژه جو