واژه جو

تسگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تسگ . [ ت ِ ] (اِ) پولی از همه خردتر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ کوچکترین قسمتی از چیزی : باجی تسگی بده، یا باجی تسگم ده ؛ تعبیری مثلی است و از آن نکوهش کسی است که آزوقه ٔ خانه ای را یکجا نخرد وبه تفاریق و اجزاء خریداری کند. (یادداشت ایضاً).

معنی تسگ | واژه جو