واژه جو

تسویه دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تسویه دادن . [ ت ِ س ْ ی َ دَ ] (مص مرکب ) آراستن و درست کردن و سازمان دادن : سلطان لشکر را تعبیه داد و قلب و جناحین را تسویه . (جهانگشای جوینی ).

معنی تسویه دادن | واژه جو