واژه جو

تسمه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(تَ مِ) (اِ.) بند چرمی که بدان چیزی را بندند. ؛ ~ از گُرده کسی کشیدن الف - کارهای پرمشقت به کسی تحمیل کردن. ۲- کسی را مرعوب کردن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تسمه | واژه جو