واژه جو

تسبیحات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تسبیحات . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تسبیح . اذکار و اوراد. (ناظم الاطباء) : صبر کردن جان تسبیحات تست صبر کن کان است تسبیح درست . مولوی . رجوع به تسبیح شود.

معنی تسبیحات | واژه جو