واژه جو

تزیین کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مزین کردن، دکور کردن، زینت کردن، آذین کردن، آذین بستن، آراستن، زینت دادن، زیورکردن، خوشنما کردن، نظم و ترتیب دادن، مرتب کردن، منظم کردن، نظم دادن، چیدن، گستردن، راست کردن، برپاکردن آرایش کردن، زیبا کردن پیراستن آذین نهادن، آذین زدن آراستن به صنایع بدیعی

معنی تزیین کردن | واژه جو