واژه جو

تزیین دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تزیین دادن . [ ت َ زْ دَ ] (مص مرکب ) آراستن . آرایش دادن . زینت دادن : مسافری تو و گرد جهان مسافروار همی شوی و جهان را همی دهی تزیین . امیر معزی (از آنندراج ). ادب ملاحظه می کرده ام که تا غایت نداده ام به ثنای تو شعر را تزیین . آصفخان جعفر (از آنندراج ). و رجوع به تزیین در همین لغت نامه شود.

معنی تزیین دادن | واژه جو