واژه جو

تزییل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تزییل . [ ت َزْ ] (ع مص ) جدا وا کردن . (تاج المصادر بیهقی ). جداوا شدن . (زوزنی ). جدا کردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). جدا کردن و پراکنده نمودن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). تفریق . (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). جدا کردن . (از متن اللغة) : فزیلنا بینهم و قال شرکاؤهم ... (قرآن ٢٨/١٠).

معنی تزییل | واژه جو