واژه جو

تزانط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تزانط. [ ت َن ُ ] (ع مص ) انبوهی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تزاحم قوم . (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ).

معنی تزانط | واژه جو