واژه جو

تریولت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تریولت . [ ت ِ ی ُ ] (اِخ ) والی پاراپامیز که اسکندر او را معزول کرد. و کنت کورث گوید که اسکندر این والی خارجی را از جهت تعدیاتی که کرده بود کشت . و رجوع به ایران باستان ج ٢ ص ١٨٤٢ شود.

معنی تریولت | واژه جو