واژه جو

تریغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تریغ. [ ت َ رَی ْ ی ُ ] (ع مص ) تر گردیدن ترید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تر گردیدن ترید به نان خورش . (از اقرب الموارد). تروغ . (اقرب الموارد). رجوع به مصدر مزبور شود.

معنی تریغ | واژه جو