واژه جو

تریتن تخمس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تریتن تخمس . [ ت ْ ت َ ت َ م ِ ] (اِخ ) پورداود آرد: تریتن تخمس در فرس هخامنشی چیتهرن تخم این نام در سنگ نبشته بهستان نیز آمده و نام یکی از سرکشان بوده که به داریوش بشورید و لفظاً یعنی تهم چهر یا دلیر. (فرهنگ ایران باستان ص ٢٠٩). ظاهراً این همان کسی باید باشد که پیرنیا در ایران باستان او را تری تخم ضبط کرده، نه تری تان تخم که یکی از فرماندهان خشایارشا بود.

معنی تریتن تخمس | واژه جو