واژه جو

تریاقات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تریاقات . [ ت َ / ت ِرْ ] (ع اِ) تریاق، فادزهرها و داروهای دافع سم : زهرها هر چند زهری می کنند زود تریاقاتشان برمی کنند. مولوی .

معنی تریاقات | واژه جو