واژه جو

ترکژ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترکژ. [ ت َ ک َ ] (اِ) تخم و بزر. (ناظم الاطباء). تخم که در عربی بذر گویند. (لسان العجم شعوری ج ١ ورق ٢٧٨ الف ). ◄ مزرعه ای که برای کشتن آماده شده باشد. (ناظم الاطباء). در بعضی از نسخه ها مزرعه ای که برای کشت آماده شده باشد و بعربی فلحان گویند. (از لسان العجم ایضاً) و رجوع به ترکز شود.

معنی ترکژ | واژه جو