واژه جو

ترکوب کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترکوب کردن . [ت َ ] (مص مرکب ) هنوز بحد سزاوار خشک نشده، حبوبات را کوفتن در خرمن تا دانه از کاه جدا شود. و اینکار را در سالهای قحط کنند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی ترکوب کردن | واژه جو