ترمیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مرمت کردن، باسازی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مرمت کردن، باسازی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترمیم . [ ت َ ] (ع مص ) اصلاح کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). اصلاح کردن بنا را. (از المنجد). مرمت کردن چیزی را. (آنندراج ): رمم الحائط ترمیماً؛ اصلاح کرد آن دیوار را. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
اصلاح جبران بازسازی، تعمیر، مرمت (متضاد: تخریب) اصلاح کردن، مرمت کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
مرمت، اصلاح، تصحیح، رفو، تعمیر، بازسازی متمم نوشتن، اصلاح ارتودنسی، ترمیم طبی، هنر پزشکی اصلاحیه، الحاقیه، متمم جبران ترمیمکننده، رفرمیست
واژگان فارسی سره واژهدان
نوسازی، بازسازی