ترقیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- پاره دوختن، پنبه کردن.<BR>۲- قطعات چهارگوش رنگارنگ را کنار هم قرار دادن و دوختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- پاره دوختن، پنبه کردن. ۲- قطعات چهارگوش رنگارنگ را کنار هم قرار دادن و دوختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقیع. [ ت َ ] (ع مص ) پاره در جامه دادن . (زوزنی ). درپی نهادن جامه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد). و منه و یقال : رقع دنیاه بآخرته . (اقرب الموارد). پینه زدن جامه را. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ جاهای گری شتر را به قطران مالیدن . (از اقرب الموارد). ◄ تیمار کردن شتران را. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). ترقیح . (اقرب الموارد).