واژه جو

ترغوبالیغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترغوبالیغ. [ ت ُ ] (اِخ ) (دیه نزل ) قصبه ای است به دوفرسنگی قراقورم . (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : دیگر به دوفرسنگی قراقوم بر جانب مشرق بر گوشه ٔ پشته ای کوشکی ساخته اند که بوقت توجه به جانب مشتاة و مراجعت گذر بر آن باشد... و آن موضع را ترغوبالیغ نام نهاده اند. (جهانگشای جوینی ج ١ص ١٧٠). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٥٣ شود.

معنی ترغوبالیغ | واژه جو