واژه جو

ترشیم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترشیم . [ ت َ ] (ع مص ) نبشتن و نگار کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نوشتن . (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی ترشیم | واژه جو