واژه جو

ترتیزه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترتیزه . [ ت َ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) ترتیزک : ترتیزه تیز و برگ قجی تیز و سرکه تیز بریان ستیزه چند کنی با چنین سه تیز؟ بسحاق اطعمه . رجوع به ترتیزک و تره تیزک شود.

معنی ترتیزه | واژه جو