واژه جو

ترتیبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترتیبی . [ ت َ ] (ص نسبی ) مرتب و منظم و باترتیب . ◄ ابتدایی . (ناظم الاطباء). ♦ اعداد ترتیبی ؛ اعدادی که مرتبه را بیان کنند چون نخستین، دوم، سوم، چهارم و جز اینها. ♦ غسل ترتیبی ؛ مقابل غسل ارتماسی . غسلی که نخست سر و گردن و آنگاه جانب راست و سپس جانب چپ را بدان دستور که در شرع آمده است شویند.

معنی ترتیبی | واژه جو