واژه جو

تراصع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تراصع. [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) برجستن گنجشک نر بر ماده، یقال : تراصعت العصافیر؛ اذا تسافدت . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). برجستن گنجشک نر بر ماده . (آنندراج ) (اقرب الموارد).

معنی تراصع | واژه جو