تراشه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ ش ِ) (اِ.)<BR>۱- تراشیده شده، براده.<BR>۲- قاچ (هندوانه یا خربزه).<BR>۳- قطعة کوچکی از سیلیس با مدارهای الکتریکی مجتمع که در ساخت رایانهها به کار رود. (فره).<br>مترادفها و واژههای مرتبطقاچ، قاشتراشواژه قبلی: تراسخواژه بعدی: تراشیدن