واژه جو

تدابیر جنگی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

رزم‌آرایی، استراتژی، تاکتیک، نبرد ائتلاف، عمل‌گرایی، برنامه، تدبیر، علوم سیاسی، اداره امور، حکمرانی مانور، رزمایش، نقشه جنگی، حرکت سوق‌الجیشی عملیات انتحاری، کسب اطلاعات، عقب‌نشینی نیروی احتیاط

معنی تدابیر جنگی | واژه جو