واژه جو

تخیلات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخیلات . [ ت َ خ َی ْ ی ُ ](ع اِ) ج ِ تخیل . در نفایس الفنون آرد: و آن قضایایی بود که تأثیر کنند در نفس یا انبساطی یا انقباضی یا تسهیل امری یا تهویل یا تعظیم یا تحقیر آن (که مبادی شعر است ). رجوع به شعر شود. ◄ موهومات و چیزهای موهومی و خیالی و توهمی . (ناظم الاطباء).

معنی تخیلات | واژه جو