واژه جو

تخم و ترکه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخم و ترکه . [ ت ُ م ُ ت َ رَ ک َ / ک ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) در تداول با تحقیر بمعنی اولاد و احفاد، زاد و رود آرند: از تخم و ترکه ٔ فلان ؛ از نسل او. از اولاد او.

معنی تخم و ترکه | واژه جو