تخلیه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخلیه کردن . [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خالی کردن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
خالی کردن، تهی ساختن پیاده کردن (متضاد: بار زدن، بار کردن) بیرون آوردن، بیرون ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخلیه کردن . [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خالی کردن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
خالی کردن، تهی ساختن پیاده کردن (متضاد: بار زدن، بار کردن) بیرون آوردن، بیرون ریختن