واژه جو

تخطرفات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخطرفات . [ ت َ خ َ رُ ] (ع اِ) ج ِ تخطرف (بمعنی اول ): اما چون متحرکات متوالی پنج شد و تجاوز آن از حد اعتدال درگذشت ... از تخطرفات شعراست و آنرا اعتباری نباشد. (المعجم فی معاییر اشعار العجم چ مدرس رضوی ص ٢٩). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی تخطرفات | واژه جو